انواع دلنوشته و شعر

» دلنوشتهکوچه باغ|دلنوشته|سایت تفریحی

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷

دلنوشته ای برای عشقم

دسته بندی : دلنوشته تاریخ : یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷

کاش برای دیدن وبوسیدنت هیچ بهانه ای لازم نبود.

ای کاش می توانستم آزادانه وفارغ ازهیاهوی این دنیا ، تورا درآغوش بگیرم

وخودم را برای لحظه ای درآغوشت می یافتم…

و آنقدردرتوغرق می شدم که نفس کشیدن رانیز ازیاد می بردم….

آن لحظه ای که تورا درکنارخویش احساس می کنم؛

تنها نیازم می شود دستان تو و گرمی نفس هایت.

عشق جانم !!!

برای همیشه کنارم بمان

 

 

 

نویسنده : زهرا عابدی

روزهای سخت

دسته بندی : دلنوشته تاریخ : یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷

روزهایم به سختی می گذرد.

به سختی نفس کشیدن درآب

به سختی خندیدن ازدرد 

آنقدرسخت که

گویی ساعت وزمان رابه گلویم قفل زده اند

نه می گذرد ، نه تمام می شود

خسته ام…

گونه هایم خیس است 

چشم هایم قرمز

صورتم بی روح است

دستهایم سرد و درصدایم بغض 

روزهای سختی است

دلم آرامش دستی را می خواهد که موهایم رانوازش کند

و حرفی که دردم را تسکین دهد 

امااین منم ومن درخودم زندانی

درسلولی تاریک وسرد

بی هیچ روزنه ای

گهگاهی کورسویی درآنتاریکی دیده می شود.

گاهی پرنور ونزدیک وگاهی آنقدر دور که خودرانیزدرآن تاریکی گم می کنم.

گاهی باصدایی اززمین وزمان کنده می شوم

وگاهی بانگاهی آرام وبی صداخیره می شوم وخودم را درآغوش می گیرم.

وامیدم این است که خدا نیز دراین نزدیکیست……

 

 

نویسنده : زهرا عابدی

مکث

دسته بندی : دلنوشته تاریخ : جمعه ۹ آذر ۱۳۹۷

به تو که میرسم؛
مکث میکنم..
انگار در زیبایی ات
چیزی جا گذاشته ام
مثلا در صدایت… آرامش،
یا در چشم هایت… زندگی

 

 

روزگار

دسته بندی : دلنوشته تاریخ : جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

 

روزگارم همچون قایقی روان برآب می گذرد

 که گویی بدون سرنشین ویا هیچ پاروزنی به هرسمت که باد می وزد وموج دریا می رود، روانه می شود ومرا نیز با خودش می برد.

گاهی اینقدرآرام وآهسته می رود که گویی هیچ بادی نمی وزد وقایق درآب معلّق ایستاده است

و گاهی هم آنچنان طوفانی بپا می شود که وارونه می کند قایقم را وتمام مرا زیر آب می برد.

آن لحظه چشمهایم را به آسمان می دوزم و غریق نجاتی می خواهم از جنس خدا…

خدایی که به شدت کافیست

لحظه ای که امواج دریا به صورتم می کوبدومرابیدارمی کند

صدای امواج دریا درگوشم زمزمه می کند ومرا برای شروعی دوباره آماده می کند

که این بارخودم قایقی بسازم وپاروزنان پیش روم

حتی اگرهیچ بادی نوزد وهیچ موجی مرا به جلونبرد

این بارمنم که باید تلاش کنم

روزهایم را پیش ببرم

وروزگارم را بسازم

 

 

نویسنده : زهرا عابدی

دلتنگی های من

دسته بندی : دلنوشته تاریخ : جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

<

غروب خورشید یعنی شروع دلتنگی های من

وقتی که برای دیدنت بیقرارمی شوم ودلتنگی هایم را شانه می زنم

وتنها نیازم می شود آغوش تو ….

می خواهم همچون  پیچکی   به دورت حلقه بزنم و تمام شب را درکنارتوسرکنم ….

گاهی آنقدرخیالت واقعیت دارد که داغ می شود پیشانی ات ازداغی لبانت …

اما چاره ای نخواهم یافت وبازهم زانوهایم رابغل می گیرم و تمام شب را با خیال تو سر خواهم کرد

وامیدم این است که قبل از این که خورشید سلام کند ، تو درکنارم باشی …

 

 

نویسنده : زهرا عابدی



دسته بندی

آخرین دیدگاه‌ها